خانه / آموزش سئو / راهنمای جامع داستان سرایی در بازاریابی درونگرا

راهنمای جامع داستان سرایی در بازاریابی درونگرا

بازاریابی درونگرا,داستان سرایی برند,داستان سرایی چیست حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!)

لطفا به این مطلب رای دهید

[رای ها : ۱ امتیاز : ۵]

بازاریابی درونگرا (inbound marketing) به کمک روایت داستان کسب و کار، از تکنیک های جذب مخاطب می باشد. در این مقاله بازاریابی اینترنتی قصد داریم، به شما کمک کنیم تا مهارت های روایت داستان خودتان را ارتقا دهید تا برند خودتان را بهبود بخشیده و با مخاطبین خودتان ارتباط برقرار کنید.

این کار یک هنر است.

نه یک فرایند فروش یا تکنیک، بلکه داستان سرایی یک هنر است؛ هنر “داستان سرایی”.

همچنین درست مانند یک هنر، داستان سرایی نیازمند دیدگاه، مهارت و تمرین می باشد. روایت داستان چیزی نیست که شما بتوانید در یک جلسه درسی یا یک دوره آن را یاد بگیرید. این روند، روند آزمون و خطا می باشد تا بتوانید در آن مهارت کسب کنید.

مثل این که باید تلاش زیادی بکنید نه؟ قطعا همینطور است و به همین دلیل هم داستان سرایی به یکی از مهم ترین بخش های برنامه های موفق بازاریابی تبدیل شده است. این داستان سرایی باعث می شود که برند های ضعیف از برند های قوی و مشتری های وفادار از مشتری های موقت و یک مرتبه ای، جدا شوند.

در واقع داستان سرایی قلب بازاریابی درون گرا می باشد.

داستان سرایی یکی از مهم ترین ابزارها برای شما است که می توانید از آن در بازاریابی های درونگرا استفاده کنید. به همین دلیل ما این راهنمای جامع را به شما ارائه می کنیم تا به شما کمک کنیم مهارت داستان سرایی در بازاریابی را به دست بیاورید و داستان های عالی و با شکوه خودتان را برای مخاطبین، بیان کنید.

خب حالا قلم و کاغذ خودتان را بردارید که می خواهیم کار را شروع کنیم.

  1. داستان سرایی چیست؟
  2. چرا ما داستان می گوییم؟
  3. چه چیزی باعث می شود که یک داستان، داستان خوبی شود؟
  4. فرآیند داستان سرایی
  5. منابع روایت داستان

روایت داستان چیست؟

روایت داستان، یعنی استفاده از حقایق و روایت برای ایجاد ارتباط با مخاطبین و انتقال مفاهیم به آن ها. بعضی از داستان ها بیشتر حالت حقیقت دارند در حالی که بعضی از آنها دارای آب و تاب بوده و یا بر اساس ذهنیت فرد ایجاد می شوند تا بتوانند مفهوم اصلی را بهتر منتقل کنند.

در حالی که این تعریف خیلی خاص است، اما داستان ها می توانند حالت های بسیار مختلفی داشته باشند. این تصویر که در قسمت زیر میبینید، توسط ReferralCandy ارائه شده است و می تواند به شما کمک کند متوجه شوید چه چیزی داستان است و چه چیزی با داستان تفاوت دارد.

داستان سرایی یک هنر بسیار قدیمی است که در فرهنگ ها و جوامع مختلف وجود داشته است. چرا؟ زیرا داستان ها یک زبان سراسری هستند که همه افراد فارغ از محل زندگی، شهر تولد و یا میراث فرهنگی خودشان، می توانند آنها را درک کنند. داستان ها باعث تحریک تصور و احساس می شوند و در نتیجه یک حس همگانی در میان شنوندگان و گویندگان داستان ها ایجاد می کنند.

گفتن یک داستان مثل نقاشی کشیدن است اما این بار، تصاویر با کلمات شکل می گیرند. در حالی که هر کسی می تواند یک داستان بگوید، اما افراد خاصی هستند که مهارت های داستان سرایی خوبی دارند و از طرف سازمان خودشان، برند و یا کسب و کار خودشان، مسئولیت روایت داستان را بر عهده می گیرند. شما ممکن است در رابطه با این افراد شنیده باشید؛ ما معمولا آن ها را با نام بازاریاب، نویسنده محتوا و یا متخصص های روابط عمومی می شناسیم.

تمام اعضای یک سازمان می توانند یک داستان بگویند. اما قبل از این که ما وارد بحث چگونگی انجام این کار شویم، باید در رابطه با این موضوع صحبت کنیم که ما به عنوان یک جامعه، یک فرهنگ و یک اقتصاد، چرا از روایت داستان استفاده می کنیم.

بازاریابی درونگرا,داستان سرایی برند,داستان سرایی چیست

داستان سرایی برند

ما چرا داستان برند می گوییم؟

دلایل بسیار مختلفی برای داستان سرایی برند وجود دارد؛ برای فروش، برای سرگرم کردن دیگران، برای آموزش دادن به آن ها و یا برای رجز خوانی. ما در رابطه با این موضوعات در قسمت زیر صحبت می کنیم. الان، من می خواهم در این باره صحبت کنیم که چرا ما به جای استفاده از مثلا اسلاید های داده محور یا لیست های bullet مبتنی بر حقایق، از داستان سرایی استفاده می کنیم. چرا داستان ها یکی از بهترین از روش ها برای اشتراک، توضیح و یا فروش اطلاعات می باشد؟

دلیل آن را در قسمت زیر توضیح می دهیم.

مزایای داستان کسب و کار

داستان ها باعث می شوند ایده های انتزاعی، عینیت بگیرند و پیام های پیچیده به سادگی بیان شوند.

ما همه در زمان تلاش برای درک ایده های جدید، با سردرگمی رو به رو شده ایم. داستان ها به ما کمک می کنند تا این مشکل را رفع کنیم. مثلا به زمان هایی فکر کنید که داستان ها به شما کمک کرده اند که یک ایده را بهتر درک کنید … شاید یک معلم از یک داستان استفاده کرده است تا مثلا یک مسئله ریاضی را توضیح دهد، یک سخنران شرایطی را توصیف کرده است که در آن یک نصیحت جای گرفته بوده و یا یک فرد از یک مورد پژوهی برای توضیح داده های پیچیده استفاده کرده است.

داستان ها به ما کمک می کنند تا مفاهیم انتزاعی را عینیت ببخشیم و پیام های پیچیده را به سادگی بیان کنیم. استفاده از مفاهیم سنگین و نا محسوس و ایجاد ارتباط بین این مفاهیم و مفاهیم عینی و ساده، یکی از بهترین و مهم ترین نقاط قوت داستان سرایی در فروش است.

به عنوان مثال Apple را در نظر بگیرید. کامپیوتر ها و تلفن های هوشمند موضوعات بسیار پیچیده ای هستند و توصیف آن ها برای مشتری های عادی کار دشواری است. استفاده از داستان های واقعی در زندگی باعث شده آن ها بتوانند محصولات و مزایای آن ها را به صورت دقیق برای مشتری های خودشان توصیف کنند… یعنی آن ها به جای این که صرفا بر روی موضوعات فنی تکیه داشته باشند، موضوعاتی که مشتری های کمی بر آن ها واقف هستند، سعی می کنند به روش ساده تری موضوعات را برای آن ها توضیح دهند.

  • داستان ها باعث می شود افراد به هم نزدیک شوند

همانطور که در قسمت بالا گفتم، داستان ها یک زبان همگانی هستند. ما همه داستان های قهرمان ها، تو سری خور ها و دل شکسته ها را درک می کنیم. ما همه می توانیم احساسات را درک کنیم و حتی احساسات ارتباطات، امید، نا امیدی و خشونت را می توانیم به خوبی به اشتراک بگذاریم. همین اشتراک گذاشتن احساسات در داستان ها، باعث می شود که حتی متفاوت ترین افراد هم احساس همدلی و همگانی داشته باشند. با وجود زبان، منطقه، گرایش های سیاسی و قومی، داستان ها باعث می شوند که احساسات ما با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و به داستان ها واکنش نشان دهیم…. در واقع این داستان ها هستند که باعث می شوند ما تبدیل به انسان شویم.

TOMS، یک نمونه بسیار عالی از این حالت است. با اشتراک گذاشتن داستان های مشتریان و افرادی که از طریق خرید های مشتریان به آن ها خدمت رسانی می کنند، TOMS به صورت موثر توانسته جنبشی را ایجاد کند که نه فقط باعث افزایش فروش شده، بلکه نوع خاصی از جامعه را ایجاد کرده است.

  • داستان ها الهام می بخشند و انگیزه ایجاد می کنند.

داستان ها باعث می شوند ما انسان باشیم و همین موضوع برای برند ها هم صدق می کند. زمانی که برند ها شفاف و معتبر می شوند، آن ها برای مشتری ها عینیت پیدا می کنند و به آن ها کمک می کند تا ارتباط خوبی با برند و افرادی که در آن برند کار می کنند، داشته باشند.

تلاش برای ایجاد ارتباط با احساسات مردم و ایجاد شفافیت در رابطه با موضوعات خوب و بد، چیزی است که باعث می شود داستان ها الهام ایجاد کرده و انگیزه بدهند. تولید داستان برند یا محصول خودتان نه تنها باعث می شود برند شما یک حالت انسانی داشته باشد، بلکه همچنین به صورت ذاتی، باعث می شود بتوانید برای کسب و کار خودتان بازاریابی کنید.

برندهای کمی از داستان سرایی به عنوان روش های فروش استفاده می کنند، اما ModCloth به خوبی این کار را انجام می دهد. با اشتراک گذاشتن داستان های واقعی در رابطه با موسس این برند، ModCloth نه تنها باعث می شود که این برند با مشتری های خودشان ارتباط برقرار کند و ارزش خرید داشته باشد، بلکه همچنین بر روی دیگر موسسین و مالکین کسب و کار نیز تاثیر می گذارد.

داستان سرایی در بازاریابی,داستان سرایی در فروش,روایت داستان چیست

ویژگی های داستان بیزینس خوب

کلمه هایی مانند خوب و بد، صفت های نسبی هستند که بر اساس نظرات کاربران مشخص می شوند. اما بخش هایی قطعی وجود دارد که باعث می شود تجربه داستان سرایی عالی برای خواننده و برای گوینده ایجاد شود.

داستان های خوب…

سرگرم کننده هستند : داستان های خوب باعث می شوند که خواننده درگیر شود و نسبت به نتایج داستان علاقه مند شود.

 آموزنده هستند :  داستان های خوب باعث می شوند که کنجکاوی در خواننده ایجاد شود و باعث می شود که دانش خواننده بیشتر شود.

سراسری هستند : داستان های خوب می توانند با تمام خواننده ها ارتباط برقرار کنند و باعث تحریک احساسات و تجاربی شوند که بیشتر افراد می توانند آنها را حس کنند.

سازمان دهی شده است : داستان های خوب از یک سازمان دهی مختصر و دقیق استفاده می کنند که به آن ها کمک می کند تا پیام اصلی خودشان را منتقل کنند و در نتیجه به خواننده در درک آن کمک کنند.

به یاد ها سپرده می شوند : چه از طریق الهام، بدگویی، و یا شوخی، داستان های خوب همیشه به صورتی هستند که در ذهن خواننده باقی می مانند.

بر اساس دوره قدرت داستان سرایی در بازاریابی HubSpot Academy، سه بخش اصلی وجود دارند که باعث شکل گیری یک داستان خوب می شوند؛ فارغ از این که شما قصد دارید چه داستانی را روایت کنید، این بخش ها اهمیت بسیار زیادی دارند:

  1. کاراکتر ها: هر داستان حداقل یک کاراکتر دارد و این کاراکتر، مهم ترین بخش برای جلب نظر مخاطبین می باشد. این بخش، پلی است بین راوی داستان و مخاطبین. در صورتی که مخاطب شما بتواند خودش را جای کاراکتر داستان قرار دهد، در این صورت احتمالا مایل خواهند بود در فرایند فراخوان شما (CTA) مشارکت داشته باشند.
  2. تضاد: تضاد نشان می دهد که کاراکتر داستان چطور بر یک چالش، پیروز می شود. تضاد در داستان، باعث می شود که احساسات مخاطب برانگیخته شود و در نتیجه او می تواند تجارب مختلفی را در داستان، به دست بیاورد. زمانی که ما داستان را روایت می کنیم، قدرت ما در پیامی است که می خواهیم به مخاطب منتقل کنیم. در صورتی که هیچ تضادی در داستان شما وجود نداشته باشد، احتمالا به کلی داستانی نخواهد داشت.
  3. نتیجه: هر داستان خوب یک جمع بندی دارد اما همیشه این جمع بندی نباید یک جمع بندی خوب باشد. جمع بندی شما باید به صورت کلی، کلیت داستان را بگوید و زمینه ای حول کاراکتر ها و تضاد ها ایجاد کند و در نهایت، این مخاطبین شما هستند که باید در رابطه با عمل خودشان نسبت به برند شما تصمیم بگیرند.

حالا که شما می دانید یک داستان خوب شامل چه چیز هایی است، می خواهیم در این رابطه صحبت کنیم که چطور می توانید داستان خودتان را ایجاد کنید.

بازدیدکنندگان این مطلب، مطالب زیر را هم مطالعه کرده اند :


لينک منبع

درباره ی admin

همچنین ببینید

۹ مرحله استراتژی سئو در سال ۲۰۱۹ – بخش دوم

حتما در کانال تلگرام نیوسئو عضو شوید (در کانال محتوایی هست که در سایت نیست!) …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *